زمان آن رسیده است
که از بند این تبعیدگاه
به دیروزهای بهشت برگردم
اینسوی بهشت
تنها به اتظار تو سازی کوک کرده ام.
اگر آمدی در را ببند
دلم برای آدمکهای دنیا تنگ نیست
دلم تو را میخواهد
و رقصی که در تبعیدگاه فراموش کرده ام را.
بیا و نگو که خواب میبینم
نگو که صبح
به آواز خروسهای شهر بیدار خواهم شد
و هنوز سیلی ننگ زنجیرها
بر دستها و بر پاهایم جا خوش کرده اند.
بیا
و این آغوش خاک خورده را سرودی خوان.
"الف.الف"
اشکها در بهشت...ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال میکنید
برچسب: رقص در بهشت, نویسنده: بازدید: 42