"بهار"
و من در همان زمستانی مانده ام
که تو را
میان هوووو های پشت پنجره اتاقم ازمن گرفت.
و من
دلخوش به این بازی کودکانه ام
چه ساده اسمت را روی بخار دروغگوی شیشه نوشتم
غافل از اینکه تو
آن دورهای دور
فقط یک اسمی
و مسافری که گاه به گاه از نبض یک پاییز می گذرد.
و من باز در بهشت خیالی خود
اشکهای سرمازده ام را می شمارم
حال تو کدامین بهار را می گویی؟
الف.الف / 96.1.16
ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال میکنید
برچسب: بهار, نویسنده: بازدید: 25