برگرد
برگرد
از همین راه که رفتی.
برگرد
که راه باز است و چشمها به انتظارت
پلک را نقطه ای نهاده اند.
و بدان
که آنجا دل هیچکس برایت تنگ نیست
اینجا اما... .
برگرد
و بدان
که دیگر چیزی مبارک نیست
چیزی به آن رنگ که باید
آغشته نیست
نه خاکش
نه ابرها و آسمانش.
برگرد و بدان
زمستان و دو دو هایش نحس شدند
بر خلاف آنچه که بود و باید که می بود.
همین دورترین هایت
دستهایت را برای گونه هایم بفرست
و بیدارم کن
و بگو که خواب بود
رفتنت
بی مبارکی ها
بی رنگها
و دو دو هایی که برایم تا ابد نحس شدند.
الف.الف / ۹۶.۱۱.۲
اشکها در بهشت...
ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 22