اشکها در بهشت

خرید بک لینک
قسمقسم به قلمبه خط های موازی این کاغذکه در هجوم واژه های فراری روحمکه تا انگشتهایم دویده انددر هم پیچ خواهند خورد.قسم به این شعر و تمام شعر هایمکه دیرگاهیست تو را نشانه رفته اند.قسم به چشمهایمکه در دره نگاهتپشت تمام عکسهای ساکت و خاموشتپلک را نقطه ای نهادند.قسم به شب،حکومت نظامی و قیام من و سازم،قسم به زوزه هایشبه اشکهایش هم.که نیمه شبها کنج تراس تاریک که سن اشکها در بهشت...ادامه مطلب

ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 0:02

برگردبرگرداز همین راه که رفتی.برگردکه راه باز است و چشمها به انتظارتپلک را نقطه ای نهاده اند.و بدانکه آنجا دل هیچکس برایت تنگ نیستاینجا اما... .برگردو بدان که دیگر چیزی مبارک نیستچیزی به آن رنگ که بایدآغشته نیستنه خاکشنه ابرها و آسمانش.برگرد و بدانزمستان و دو دو هایش نحس شدندبر خلاف آنچه که بود و باید که می بود.همین دورترین هایتدستهایت را برای گونه هایم بفرستو بیدارم کنو بگو که خواب بودرفتنتبی مبارکی هابی رنگهاو دو دو هایی که برایم تا ابد نحس شدند.الف.الف / ۹۶.۱۱.۲ اشکها در بهشت...ادامه مطلب

ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 15:51

نمی بخشمت نمی بخشمتاگر که دیگرسپاه انگشتهایت بر دروازه این بهشتقیامی نکنند.من شکست میخواهمو دروازه این بهشت در اشک خفته امکه سر بر خاک گذارد.بیاکه من چشم بسته و سپر انداخته ام. نمی بخشمتاگر که دیگردر سپیدهای این فصلدر سیاه ترین های چشمهایتراه خویش گم نکنمبی آنکه دستهایتفانوسی شود در من. نمی بخشمتاگر که حتی خواب هایم باز بی توبکرترین سرزمین خواب تمام خواب های این جهان شود.و تودر آوار فروریخته پلک هایتدر خواب های از من غافلت غوطه ور شوی. نمی بخشمتبداناگر که حتیخورشید را در دست راستمو ماه را در دست چپم گذارند. الف.الف / ۹۶.۱۰.۱۲ اشکها در بهشت...ادامه مطلب

ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 2:22

مسافر پاییزمسافر منلابلای روزهای از نفس افتادهکنج همین شببگو در رگهای کدامین کوچه پس کوچه های این خاکپنهانی از من؟بگو که نی لبک نگاهمبر تار و پود تمام این فصلها به انتظار است.بگو که منعاقبت یک روز بر گرداب این انتظار غرق میشوم.بگو که من از نفس کشیدن آب میترسم.بگو که بر میگردیاز بی راهه ترین های این فصل حتی.بگو که بر میگردیمسافر پاییز من.الف.الف ۹۶/۷/۱۱ + نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 22:21&nbsp توسط الف.الف | اشکها در بهشت...ادامه مطلب

ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 16:24

"سراغ"سراغم را نمی گیریکه این در خود شکستهمرده، یا که زنده.سراغم را نمی گیریکجا شد آن تب سرختکه چون رنگ سیاه این سکوتت شد؟نمی گویی ببینم این مرد عاشقکه هم از بهشتش شد، هم از منکجای خاک سرد کوچه ها بسان دیوانه ها می گرید؟نمی گویی ببینم نوای شعرم را که همراز سازش کردهچگونه جای من بر دیوار میخواند؟کجا شد آن دخترک که میگفت می میرد بی من؟کجا شد آن مردن ها و آن بی تابی های تنها یک روز جمعه؟کجا شد آن بغلهای توخالی؟تصورهای یک خواب طولانی؟سراغم را نمی گیریمگر عاشق نبودی؟نگو بودی که در من این یکی دیگر نمی گنجدکه عاشق را بجز خمیازه یک مرگچیزی از هم نمی پاشد.سراغم را نمی گیریکدا اشکها در بهشت...ادامه مطلب

ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال می‌کنید

برچسب: سراغ, نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 17:54

صفحه بندی