تو نیستی و من باز به پاییز دروغین تقویم روی میز
تو را پشت چشمانم نقش میزنم.
تو نیستی و من باز مثل هر سال باز خواهم گشت
و چون ابلهی 24 عیار
به جستجوی تو
بهشت خیالی ام را متر میکنم.
فصل طلای من،
عاقبت پشت کدامین طلوع طلایی رنگ پاییز دروغین
به رگهای نگاه من طلوع خواهی کرد؟
نکند تو سرابی بیش نباشی
و من تا ابد به جستجوی تو
آفتاب هر روز را از شرق به غرب بپایم.
نکند خاک خورَد
حس به زرد نشسته ام
در رنگ به رنگ یافتنت.
نکند در پی یافتن رنگ ناب تو
زرد شود سرخی رگهای من.
مگر این نیست که یک روز
بر دستهای آلودۀ مرگ بوسه خواهم زد؟
پشت شیشه تاریکی شب شبیه تو نمی نماید.
ماههاست که آمدنت را تقویم روی میز وعده داده است
چون پیامبری دیگر که بر من ظهور میکند.
و امشب شب موعود است؛
شب تو.
پنجره را باز میکنم و به انتظار تو
تا سحر پلک نخواهم زد.
آغوشی به رنگ برگهای پاییز زدۀ باغ
برای طلای ناب حجم تو کوک کرده ام.
بیا
می خواهم قصّه ای تازه برایت بخوانم.
و تو
آرام
آرام
سر به روی سینه ام
چشم بر هم نهی.
و فردا به نوازشهای برگی زرد
که بر گونه ات بلغزد،
به پاییز سلامی تازه کنی.
بیا .
"الف.الف"
اشکها در بهشت...ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال میکنید
برچسب: روز موعود,روز موعود مطمئن باش,روز موعود داریوش خواجه نوری,روز موعود سعید,آهنگ روز موعود,دانلود روز موعود سعید پورسعید,شعر روز موعود,دانلود آهنگ روز موعود سعید,دانلود اهنگ روز موعود,ظهر بدرود روز موعود, نویسنده: بازدید: 18