
"پرواز روح" xa0 روح که پرواز کرد کدامین رقص انگشتهایم برایم شعر توانست که نوشت؟ xa0 روح که پرواز کرد ساز پیرم لحاف خاکستری خاک آلوده اش را به نوازش ناخنهای چه کسی کنار خواهد زد؟ و باغ بهشت که قدمگاه رهگذران هر روزش بود در سکوت ننگ خویش به انتظاردست نوشته هایم تا واپسین طلوع خورشید به دروازه اش نگاهی تلخ خواهد داشت. xa0 روح که پرواز کرد در پیچ و تاب تناسخی دیگر به انتظار کدامین جسم آلوده به دستهای خدا خیره خواهم ماند؟ کدامین چشمها برای وداعم اشک خواهد ریخت؟ و چه لبهایی که به لبخندی آراسته خواهند ...
ادامه مطلب
"گریز" xa0 از آوار این شیشه مگر گریزی است جز من؟ بگریز به همان دورهایی که نه نشان از نگاهم باشد نه دستهایم. به همان دورهایی بگریز که مبادا آغوشم آشیانه ای در آن ساخته باشد. xa0 بگریز عزیز بر سکوت نشسته من به آن خوابهای از من گسسته به آن سکوت بی ساز من نشسته. و من نیز بناچار میگریزم از این فریادهای بی مرز از این عشقهای نا فرجام. xa0 "الف.الف" xa0...
ادامه مطلب